|
از بدو ورود به فرودگاه بسيار بزرگ و زيباي مالزي، چشمها خيره ميشوند، برخورد گرم آنان، تسهيلات ارائه شده، سرعت عمل در انجام كارها، آسانسورهاي شيشهاي بزرگ كه شما را به پاركينگ منتقل ميكنند، مشاهده اتومبيلهاي زيبا و مدرن، حركت در اتوبانهاي بسيار زيبا، ورود به شهر و مشاهده ساختمانهاي بلند و زيبا و مدرن، اولين مشاهدات هستند. با كمي دقت شبكه مونوريل و مترو قطار بين شهري و شبكه گسترده اتوباني، پلهاي متعدد و چندلايه درون شهري باز هم خود نمايي ميكنند، كمي دقيقتر ميشوي، تميزي فوقالعاده شهر، پاركهاي زيبا، مناظر طبيعي، و از آن ميگذري. در ارتباط با مردم ادب و متانت آنها، گرما و صميميتشان، حضور تكنولوژي در جايجاي شهر! ![]()
همه اينها و ساير مشاهدات بسيار ديگر همراه با اينكه همه اين اتفاقات خيلي سريع به وقوع پيوستهاند بطوري كه عمر ساختمانهاي مفيد شهر كمتر از 20 سال است شما را به يك نكته رهنمون ميكنند و آن اينكه حكومت مالزي راه را سريع شناسايي كرده و به سرعت در آن حركت كرده است! وجود يك برنامه كلان همراه با جزئيات كاملاً دقيق و مشخص. تنشها و روزمرهگيها را از بين برده و همه چيز در مدار خودش در حال حركت است. مثلاً شما از مدرسه كه بازديد ميكني، ميبيني كه يك برنامه جامع از طرف دولت ارائه شده حاوي همة مقررات و ضوابط اداره مدرسه از انضباطي، ارزيابي، امتيازي، آموزشي و .... دولت CD هاي آموزشي را توليد ميكند، كتب را در اختيار مدرسه ميگذارد، رايانهها و امكانات مدرسه را تجهيز ميكند، آنهم به روز و شما به عنوان يك معلم در يك مسير كاملاً مشخص همراه با تجهيزات كامل، به راحتي حركت ميكنيد. ديگر لازم نيست كه شوراهاي متعدد داشته باشيد و براي فرايندهاي مدرسه چارچوب و مقررات بسازيد. يا همه مراكز خريد به صندوقهاي الكترونيكي توليد فاكتور مجهزند، هر فروش همراه با صدور فاكتور بوده كه توسط دستگاههاي مسئول مستقيماً نظارت ميشود، هم قيمتها تحت كنترل است، هم اينكه شما بعنوان خريدار بايد ماليات خود را بپردازيد متناسب با خريد و هم فروشنده بايد سهم ماليات خود را بپردازد متناسب با فروش و تو اگر شاكي باشي كه چرا بايد من به دولت مالزي ماليات بدهم ميفهمي كه ميتواني فاكتورهايت را در فرودگاه ارائه دهي و سهم مالياتت را پس بگيري! پرسيدم چطور اين اتوبانهاي وسيع و اين شبكهها را راهاندازي كردهايد؟ و گفتند شركتهاي بزرگ ايتاليايي و انگليسي اتوبان زدهاند و چند سالي عوارض ميگيرند و ميروند. پرسيدم شما با مشكل كنكور چه كردهايد؟ گفتند از آنجا كه شغل و درآمد مناسب براي ديپلمهها موجود است، اشتياق به تحصيلات عالي خيلي بالا نيست (مثل كشورهاي پيشرفته غرب) و قاعدتاً بحث كنكور هم مطرح نيست. در دانشگاه ديدم كه دانشجويان خارجي بسيارند، نگران شدم كه سطح علمي مالزي پايين باشد و آنان پيشرفت علمي نداشته باشند! گفته شد كه دولت و سازمانها، مالزياييها را بورسيه ميكنند تا تحصيلات عالي داشته باشند و دانشمندان و متخصصين خود را تربيت ميكند و گفته و شنيديم و ديدم كه يك سيستم، يك برنامه همگاني كه همه دستگاهها خود را موظف به حركت در آن ميدانند بر كشور حاكم است و اين حركت دسته جمعي و اين سينرژي ايجاد شده، سرعت آنان را چنان بالا برده كه در كوتاه مدت پيشرفتهترين كشور اسلامي شدهاند. تا آنجا كه در سال گذشته 22 ميليون بازديد كننده داشتهاند، تقريباً معادل جمعيت كشور خودشان و همين درآمد حاصل از توريسم براي آنان كافيست كه راحت زندگي كنند بقيهاش هم هيچ! ![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:24  توسط حميدرضا زرين
|
|
|