|
در فضيلت نمازجماعت بسيار گفتهاند و شنيدهايم، تنها ذكر خاطراتي است و بس 1) يكي از دوستانم به مصر رفته بود و در آنجا براي اداي نماز به مسجدي وارد شد. ميگفت پس از من دو نفر جوان مصری وارد مسجد شدند، آنها پس از نگاهي به سمت من آمدند و به من گفتند: " انت الامام" و پشت سر من ايستادند كه نماز را به جماعت بخوانيم و ... 2) در سرزمين مِني و در ميان چادرهاي آن براي جلوگيري از آتش سوزي، اجازة حمل و استفاده از اجاق را نميدهند، آشپزي در بيرون انجام ميگيرد و غذا را ميآورند و براي آب جوش هم دولت عربستان محلهايي را تدارك ديده كه مجهز است. به يكي از اين محلها براي پيگيري آب جوش رفته بودم، 2 كاگر جوان با لباس كار كه بسيار هم سياه شده بود را مشاهده كردم كه در گوشه ای به جماعت نماز ميخواندند و آنكه امام بود آداب آن را به جا ميآورد و با صداي بلند مشغول قرائت نماز بود. بسيار لذت بردم. 3)دوستي ميگفت: در دوبي و در سيتي سنتر بودم و براي اداي نماز به نمازخانه آن مراجعه كردم، ديدم چند نفر براي نماز آمده بودند و همگي به يك نفر اقتدا كردند و نماز خواندند و رفتند در حاليکه شايد همديگر را نمی شناختند! 4)دوستي ديگر ميگفت: در نمازخانة رستوراني در خارج به يك دوست ايرانيام اقتدا كردم براي نماز، يك نفر سني وارد شد و به ما ملحق شد و نمازش را با ما خواند و ... 5) در مسجدالنبي جماعتي مالزيايي دير به نماز رسيده بودند و جماعت تمام شده بود، جماعت كوچك چند نفريشان را گوشه مسجد به راه انداخته بودند. 6) زماني كه دانشآموز بودم، در مدرسه اگر بعضي به جماعت نميرسيدند، همان انتهاي سالن بدون جلب توجه به يك نفر ديگر اقتدا ميكردند و ... در اردوها هم همين طور نماز جماعت سنت و دستور پيامبر است و بايد بسيار سهل برگزار شود در شرع هم شرط امامت بسيار آسان است عدالت كه همان عدم انجام كبيره و عدم اصرار بر صغيره تازه اگر هم موردي باشد قبل از تكبير استغفرا.. گويي و تمام ساير شرايط هم كه آسان است كه مهمترين آن قرائت صحيح كه آنهم با سختگيري بعضي از ما، كلاً مسلمانان چين و خيلي جاهاي ديگر تكليفشان روشن است. راستی اين دوستان را توصيه ميکنم به توجه به قرائت بعضی مراجع بلکه از افراط بپرهيزيم. هدف از نوشتن اين سطور گلايه از دوستاني است که برای برقراری جماعت کمتر تلاش می کنند شايد به وسواس دينی!.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:19  توسط حميدرضا زرين
|
|
|