|
هشدار از شتابزدگي مبادا هرگز در كاري كه وقت آن نرسيده شتاب كني، يا در كاري كه وقت آن رسيده سستي ورزي و يا در چيزي كه (حقيقت آن) روشن نيست ستيزه جويي نمايي و در كارهاي واضح و آشكار كوتاهي كني! تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:34  توسط حميدرضا زرين
|
هشدار از خودپسندي مبادا هرگز دچار خودپسندي گردي! و به خوبيهاي خود اطمينان كني و ستايش را دوست داشته باشي كه اينها همه از بهترين فرصتهاي شيطان براي هجوم آوردن به توست، و كردار نيكِ نيكوكاران را نابود سازد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 15:57  توسط حميدرضا زرين
|
هشدار از خون ناحق از خونريزي بپرهيز و از خون ناحق پروا كن كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهي را نزديك و مجازات را بزرگ نميكند و نابودي نعمتها را سرعت نميبخشد و زوال حكومت را نزديك نميگرداند و روز قيامت خداي سبحان قبل از رسيدگي به اعمال بندگان، نسبت به خونهاي ناحق ريخته شده داوري خواهد كرد. پس با ريختن خوني حرام، حكومت خود را تقوين مكن. زيرا خون ناحق، پايههاي حكومت را سست و پست ميكند و بنياد آن را بركنده به ديگري منتقل سازد. و تو نه در نزد من و نه در پيشگاه خداوند، عذري در خون ناحق نخواهي داشت چرا كه كيفر آن قصاص است و از آن گريزي نيست. اگر به خطا خون كسي ريختي، يا تازيانه يا شمشير يا دستت دچار تند روي شد، ـ كه گاه مشتي سبب كشتن كسي ميگردد چه برسد به بيش از آن ـ مبادا غرور قدرت تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول باز دارد!.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 13:58  توسط حميدرضا زرين
|
... پس بخشي از وقت خود را به كساني اختصاص ده كه به تو نياز دارند، تا شخصاً به امور آنان رسيدگي كني و در مجلس عمومي با آنان بنشين و در برابر خدايي كه تو را آفريده فروتن باش و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوي آنان بدون اضطراب در سخن گفتن، با تو گفتگو كند، من از رسول خدا (ص) بارها شنيدم كه ميفرمود: "ملّتي كه حق ناتوانان را از زورمندان، بي اضطراب و بهانهاي باز نستاند، رستگار نخواهد شد" پس درشتي و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار كن و تنگ خويي و خود بزرگ بيني را از خود دور ساز تا خدا درهاي رحمت خود را به روي تو بگشايد و تو را پاداش اطاعت ببخشايد، آنچه به مردم ميبخشي بر تو گوارا باشد و اگر چيزي را از كسي باز ميداري با مهرباني و پوزشخواهي همراه باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:11  توسط حميدرضا زرين
|
از نامه حضرت به مالك اشتر با گسترش عدالت در بين مردم و مهرباني با رعيت به آنان اطمينان خواهي يافت آنگاه اگر در آينده كاري پيش آيد و بر عهدهاشان بگذاري با شادماني خواهند پذيرفت زيرا عمران و آباداني قدرت تحمل مردم را زياد مي كند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 7:15  توسط حميدرضا زرين
|
از نامه حضرت به مالك اشتر دوست داشتنيترين چيزها در نزد تو در حق ميانهترين و در عدل فراگيرترين و در جلب خشنودي مردم گستردهترين باشد كه همانا خشم عمومي مردم خشنودي خواص (نزديكان) را از بين ميبرد.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 13:53  توسط حميدرضا زرين
|
از نامه حضرت به مالك اشتر از خشمي كه تواني از آن رها گردي شتاب نداشته باش ... اگر با مقام و قدرتي كه داري، دچار تكبّر يا خود بزرگ بيني شدي به حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر كه تو را از آن سركشي نجات ميدهد و تند روي تو را فرو مينشاند و عقل و انديشهات را به جايگاه اصلي باز ميگرداند.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 13:30  توسط حميدرضا زرين
|
فرازهايي از نامه حضرت علي عليهالسلام به مالك اشتر زماني كه او را به حكومت مصر منصوب كرده بودند. مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار بده و با همه دوست و مهربان باش ... زيرا مردم دو دستهاند، دستهاي برادر ديني تو و دسته ديگر همانند تو در آفرينش اگر گناهي از آنان سر ميزند يا علتهايي بر آنان عارض ميشود يا خواسته و ناخواسته اشتباهي مرتكب ميگردند، آنان را ببخشاي و بر آنان آسانگير، آن گونه كه دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد. انچیزی که برای من جالبتر است اشاره حضرت به تفاوت نگذاشتن میان شهروندهاست خودی و غیرخودی نداشتن و همه را یکسان دیدن و پدر همه بودن است. و در مرحله بعد گذشت و بخشش نسبت به آنان حتی اگر اشتباهی را عمدی انجام میدهند. تا درس بعدی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 13:10  توسط حميدرضا زرين
|
در تعقیب تذکر به لزوم اسلامى نمودن تمام ارگانهاى دولتى بویژه دستگاههاى قضایى و لزوم جانشین نمودن احکام اللَّه در نظام جمهورى اسلامى به جاى احکام طاغوتى رژیم جبار سابق، لازم است تذکراتى به جمیع متصدیان امور داده شود. امید است ان شاء اللَّه تعالى با تسریع در عمل، این تذکرات را مورد توجه قرار دهند:
1- تهیه قوانین شرعیه و تصویب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گیرد و قوانین مربوط به مسائل قضایى که مورد ابتلاى عموم است و از اهمیت بیشتر برخوردار است در رأس سایر مصوبات قرار گیرد، که کار قوه قضاییه به تأخیر یا تعطیل نکشد و حقوق مردم ضایع نشود، و ابلاغ و اجراى آن نیز در رأس مسائل دیگر قرار گیرد. 2- رسیدگى به صلاحیت قضات و دادستانها و دادگاهها با سرعت و دقت عمل شود تا جریان امور، شرعى و الهى شده و حقوق مردم ضایع نگردد. و به همین نحو رسیدگى به صلاحیت سایر کارمندان و متصدیان امور، با بیطرفى کامل بدون مسامحه و بدون اشکال تراشیهاى جاهلانه که گاهى از تندروها نقل مىشود، صورت گیرد تا در حالى که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه مىشوند اشخاص مفید و مؤثر با اشکالات واهى کنار گذاشته نشوند. و میزان، حال فعلى اشخاص است با غمض عین از بعض لغزشهایى که در رژیم سابق داشتهاند، مگر آنکه با قرائن صحیح معلوم شود که فعلًا نیز کارشکن و مفسدند. 3- آقایان قضات واجد شرایط اسلامى، چه در دادگسترى و چه در دادگاههاى انقلاب باید با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامى احکام اسلام را صادر کنند، و در سراسر کشور بدون مسامحه و تعویق به کار پر اهمیت خود ادامه دهند. و مأمورین ابلاغ و اجرا و دیگر مربوطین به این امر باید از احکام آنان تبعیت نمایند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار، احساس آرامش قضایى نمایند، و احساس کنند که در سایه احکام عدل اسلامى جان و مال و حیثیت آنان در امان است. و عمل به عدل اسلامى مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست، که در سایر ارگانهاى نظام جمهورى اسلامى از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیتهها و بسیج و دیگر متصدیان امور نیز بهطور جدى مطرح است و احدى حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامى داشته باشد. 4- هیچ کس حق ندارد کسى را بدون حکم قاضى که از روى موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزیر شرعى است. 5- هیچ کس حق ندارد در مالِ کسى چه منقول و چه غیرمنقول، و در مورد حق کسى دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسى دقیق و ثبوت حکم از نظر شرعى. 6- هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصى کسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى- اسلامى مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند، و یا براى کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده و لو براى یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است، و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعى هستند بعضى از آنها موجب حد شرعى مىباشد. 7- آنچه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردى است که در رابطه با توطئهها و گروهکهاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است که در خانههاى امن و تیمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصیتهاى مجاهد و مردم بیگناه کوچه و بازار و براى نقشههاى خرابکارى و افساد فى الأرض اجتماع مىکنند و محارب خدا و رسول مىباشند، که با آنان در هر نقطه که باشند، و همچنین در جمیع ارگانهاى دولتى و دستگاههاى قضایى و دانشگاهها و دانشکدهها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولى با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا که تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگارى نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملى انجام ندهند. و مؤکداً تذکر داده مىشود که اگر براى کشف خانههاى تیمى و مراکز جاسوسى و افساد علیه نظام جمهورى اسلامى از روى خطا و اشتباه به منزل شخصى یا محل کار کسى وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافى مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدى از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهى از منکر به نحوى که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند، و تعدى از حدود الهى ظلم است و موجب تعزیر و گاهى تقاص مىباشد. و اما کسانى که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بین مردم است، در حکم مفسد فى الأرض و مصداق ساعى در ارض براى فساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضایى معرفى کنند. و همچنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائاً حکمى صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل یا محلهاى کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و تیمى است و نه محل توطئههاى دیگر علیه نظام جمهورى اسلامى، که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمى مورد تعقیب قانونى و شرعى است. 8- جناب حجت الاسلام آقاى موسوى اردبیلى رئیس دیوانعالى کشور، و جناب آقاى نخست وزیر موظفند شرعاً از امور مذکوره با سرعت و قاطعیت جلوگیرى نمایند. و لازم است در سراسر کشور، در مراکز استانداریها و فرمانداریها و بخشداریها هیأتهایى را که مورد اعتماد و وثوق مىباشند انتخاب نمایند و به ملت ابلاغ شود که شکایات خود را در مورد تجاوز و تعدى مأمورین اجرا، که به حقوق و اموال آنان سر مىزند بدین هیأتها ارجاع نمایند و هیأتهاى مذکور نتیجه را به آقایان تسلیم، و آنان با ارجاع شکایات به مقامات مسئول و پیگیرى آن متجاوزین را موافق با حدود و تعزیرات شرعى مجازات کنند. باید همه بدانیم که پس از استقرار حاکمیت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهورى اسلامى با تأیید و عنایات خداوند قادر کریم و توجه حضرت خاتم الاوصیا و بقیة اللَّه- ارواحنا لمقدمه الفداء- و پشتیبانى بىنظیر ملت متعهد ارجمند از نظام و حکومت، قابل قبول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابى بودن خداى نخواسته به کسى ظلم شود، و کارهاى خلاف مقررات الهى و اخلاق کریم اسلامى از اشخاص بىتوجه به معنویات صادر شود. والسلام على عباداللَّه الصالحین.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:3  توسط حميدرضا زرين
|
در مورد كانديداي مورد نظر مسائل اخلاقي هم حائز اهميت است حال از بين مسائل زير كدام بيشتر قابل توجه هستند؟ داشتن ريش يا اندازه آن سابقه حضور در جبهه سابقه حضور در هيأتهاي مذهبي سابقه حضور در انجمن اسلامي دانشگاه و موارد اين چنيني آيا مصاديق اخلاقي محسوب ميشوند هم آري ـ هم نه به نظر من آنچه از اينها مهمتر است مسائلي است همچون صداقت و ... آيا با مردم رو راست است؟ آيا آنها را محرم ميداند؟ آيا به آنها دروغ نميگويد؟ كافي است مصداقي از اين رفتار وجود داشته باشد تا در ارزشهاي اخلاقي آن فرد شك كنيم. كه فرمودهاند: المؤمن يسرق و... و لا يكذب يادم آمد كه مردم آمريكا از كلينتون بسيار عصباني بودند نه چون با مونيكا آن كرده بود! بلكه چون در آن قضيه به مردم دروغ گفته و قضيه را انكار كرده بود!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 10:40  توسط حميدرضا زرين
|
گفته شد که باید برنامه ها را دید و به برنامه ها رای داد
مطلب دیگری که اهمیت پیدا میکند سابقه ی اجرائی فردی است که میخواهد کار را دست بگیرد اینکه مدیریت کلان داشته یا نه؟ و اینکه در مدیریت های قبلی خود چگونه عمل کرده؟ آدم کوچک و کار بزرگ؟ هرگز ریسک بالائی است! بعنوان مثال جناب قالیباف با حضور مستمر و موثر در مدیریت های کلان از این حیث قابل توجه هستند. یادم است که در دور قبل یکی از نگرانیهای دوستان همین تجربه ی کم بود که دیدیم چگونه مشکل آفرین شد! البته نکات دیگری نیز است تا بعد
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 19:42  توسط حميدرضا زرين
|
صبح چهارشنبه به اتفاق آقاي ظفري راهي فرودگاه مهرآباد شديم. هواپيماي ATR (ملخي) و مسافرتي به ياسوج رديف 5 افتاده بوديم، جلو و من به گمان تجربه تلخم از صداي موتور توپولوف كه در انتهاي آن است، خوشحال خوشحال. سوار شديم و ديدم ملخ دقيقاً توي گوش من ميچرخد! آسمان ايران ابري ابري، البته ما بالاي ابرها و نور آفتاب چشم آزار فرودگاه ياسوج در محاصره كوهها، ما وارد ابرها شديم، سفيد سفيد و من فكر ميكردم كه آيا دنياي آنها كه كورند همينگونه شيري است يا سياه سياه، بايد از خودشان پرسيد ولي مگر آنكه كور است فرق سفيد و سياه را ميفهمد. در اين فكر و اين فكر كه چند سال قبل هواپيمايي به كوه خورده بود در همين شرايط و سال قبل هم كه به ياسوج ميآمديم در چنين شرايطي، خلبان ترجيح داده بود كه برگردد، خلاصه فكر و خيال به همه جا سر ميكشيد كه ناگهان از ابر خارج شديم. زمين فوقالعاده نزديك، شهر بسيار كوچك، كوهها فوقالعاده زيبا، رودخانه در ميان شهر، خيابانهاي بسياري خاكي و ساختمانهاي بلند اصلاً! هواپيما نشست و به اتفاق مسئولان محلي عازم پاتاوه شديم، محل اردوي جهادي در تابستان 1385 تا پاتاوه 45 كيلومتر راه و مسير فوقالعاده زيبا، درختان بلوط در ميان تپهها روئيده و منظرهاي دلپذير را پديد آورده بودند. طبيعت زاگرس را اولين بار از نزديك ميديدم و حال عجيبي بود رودخانه خروشان و ... همراه ما، از وضعيت فقر ميناليد و اينكه اگر بودجه بيشتري دهند با توزيع فقر را ريشهكن خواهيم كرد. اينكه از 750000 جمعيت استان، 150000 نفر زير پوشش كميته امدادند. گفتم چرا مركبات نميكاريد، از كمبود آب ميناليد. آيا تا به حال به يزد رفتهايد! آب را با قنات از km 50 آن طرفتر از زير زمين آوردهاند و در اينجا رودخانهاي خروشان در جريان است! بچهها 3 مدرسه و 5 خانه ساخته بودند، البته تكميل آنها خيلي طول كشيده است كه از توانمندي بالاي مسئولان استان است قاعدتاً ... در يكي از خانهها كه هنوز در آن سكني نگزيده بودند، دو جوان رشيد و يك خانم جوان آمدند و از ما فرش و يخچال و تلويزيون و ... ميخواستند. راستي ما چه ميكنيم؟ آيا مسير فقرزدايي را درست پيمودهايم؟ استاني با اين همه نعمت و چشم به دست ديگران! گپ و گفتي با مسئولان و كار ما در ياسوج تمام. حركت به سمت شيراز جاده بسيار زيبا و ورود به شهر شلوغ و پر ترافيك شيراز از قضا روز تولد احمدبن موسي عليهالسلام است، چه سعادتي به زيارتش مشرف شديم وزير فرهنگ مشغول صحبت بود: " ما تمدن چند هزار ساله داريم و آنها نميتوانند ما را نابود كنند ..." يادم افتاد عمر تمدن استراليا 150 سال است و يكي از كشورهاي پيشرفته امروز آمريكا را هم كه همه ميدانيم وضع مصر هم كه بر كسي پوشيده نيست آيا شاخص مناسبي ارائه شده؟ براي بررسي پيشرفت يك كشور شاخصهاي ديگري نيستند؟ ميزان تورم، فساد و فحشا، رشوه، ميزان مقالات علمي، رتبه دانشگاهها (راستي ميگويند شريف 576 دنياست)، سهم بودجه پژوهشي، نرخ رشد، سرانه درآمد عمومي و ... چرا كسي در مورد اين شاخصها صحبتي نميكند؟ گذاشتم و گذشتم، دعايتان كردم و شبانه به تهران بازگشتم. رديف 29 در انتهای هواپيمای توپولف، درست کنار موتور!!
15/8/87
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:33  توسط حميدرضا زرين
|
در ايام سالگرد رحلت حضرت امام برنامهاي پخش شد به نام سيره عملي حضرت امام (ره) كه گلچيني از زندگي حضرت امام است و براي خيل جواناني كه حضرت امام را درك نكردهاند، موجبات آشنايي بيشتر، كه بايد بگويم دست مريزاد. لكن آنچه باعث نوشتن اين متن شده آن است كه بعضي وقتها ناقص مطرحكردن يك واقعه هم به نوعي تحريف آن واقعه است و من ديدم كه اين اتفاق افتاد. در واقع در سالهاي اوليه انقلاب امام تذكري رسانهاي به يكي از بزرگان داشتند كه تند و تيز بود و البته در انتهاي آن تذكر سفت و سخت، طبق روال ايشان كه روالي پدرانه بود، براي حفظ نيروهاي انقلاب و مأيوسكردن دشمنان، محبت پدرانه را فراموش نكردند و جملهاي گفتند مبني بر اينكه: " البته شما خورشيد تابان اين مملكت هستيد." حال شما اگر فقط جمله بالا را بشنويد آنهم بدون البته!، چه احساسي به شما دست ميدهد؟ البته اين سيرة انقلاب و نظام نيست بلكه اين كوچكي برنامهسازاني است كه طرح نقد را حتي از حضرت امام و پس از 24 سال - تضعيفكننده ميدانند و بيان آن را شكننده! در جامعهاي كه امامش فرمودهاند: «انتقاد كه هيچ بلكه تخطئه از مواهب الهي است»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 11:23  توسط حميدرضا زرين
|
14 خرداد حاوي خاطرات بسيار زيادي است و براي همچو مني كه امام را بسيار دوست ميداشتم و ارتحال ايشان سختترين لحظات زندگيم بود و براي مني كه لحظات ناب زندگي در زمان امام را درك كردم، 14 خرداد يادآور آن برهة زماني دستنيافتني و باورنكردني است. نميدانم چرا، ولي احساس ميكنم كه دورهاي متفاوت از زندگيم بود كه ديگر بدست نخواهد آمد و از آن به بعد شايد به نسبت آن موقع، درگير نوعي انحطاط و يكنواختي و تكرار شدهام. 14 خرداد كه ميشود بيصبرانه مقابل تلويزيون مينشينم و در كانالهاي مختلف دنبال تصاوير ناب و منحصربهفرد امام و عشق و علاقة ملت به ايشان ميگردم كه دراين ايام دستماية ساخت برنامههاي مختلفي ميشوند و مرا به آن دوران ميبرند و چيزي ميان شوق و حسرت و شادي و اندوه گلويم را ميگيرد. و در اين ميان يكي دو تصوير توجه مرا به خود جلب كرد و مرا در خود فرو برد. تصويري كه براي اولينبار پخش ميشد و البته ناگفتههاي بسياري داشت. صحنههايي از مجلس خبرگان پس از فوت حضرت امام و قصه انتخاب مقام معظم رهبري آنچه سؤال برانگيز است قبل از محتواي فيلم، دليل پخشنشدن آن در اين سالهاي متمادي است كه به نوعي تداعيكننده يك حس بياعتمادي بين مسؤلان و مردم و نامحرم تلقي كردن مردم است. آنهايي كه زمان امام را درك كردهاند، خاطرات بسيار زيادي از شفافيت بين امام و مردم را به ياد ميآورند قصة انتخاب ميرحسين موسوي ـ قصة استعفاي ايشان، قصة خطبة مقام معظم رهبري و قصة پذيرش قطعنامه و پيام امام و موارد بسيار ديگر. لكن اين شفافيتها شايد كمتر شده باشد. به عنوان مثال: آيا كسي گفت كه قصه قتلهاي زنجيرهاي چه بود. آيا واقعة 18 تير براي مردم تبيين شد. قصه 300 ميلياردي كسري در بودجه شهرداري تهران و سياهة طولاني سؤالات ذهن مردم و بيپاسخ ماندن آنها و يكي هم قصة اتفاقات مجلس خبرگان كه بالاخره فيلمي از آن به نمايش گذاشته شد حتماًخيل كثيري پس از پخش آن فيلم ارادتشان بيشتر شد و اين سرمايه کمی نيست. و البته مطالبي را كه آقاي هاشمي ميفرمودند، قبلاً شنيده بودم بجز آن نقلي كه از مرحوم سيداحمد داشتند كه البته آنهم توسط همسرشان در مصاحبه چندماه پيش بازگو شده بود. و تنها نكتة جديد براي من مخالفت مقام معظم رهبري با جريان حاكم بر خبرگان بود كه نشنيده بودم و نميدانستم. البته مدتی قبل که ملاقاتی با حضرت آيه الله اردبيلی داشتم سعی کردم در مورد آن جلسه مطالبی بدست آورم که ايشان فرمودند: ....بچه جان! ..... (چيزی در مايه های کاری نداشته باش). و سؤال اين است كه چرا پخش آن اينقدر با تأخير صورت گرفته است؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 14:13  توسط حميدرضا زرين
|
از قول امام نقل ميكنند كه اگر مردم روزي ما را نخواستند شال و كلاه ميكنيم و ميرويم پي كارمان!
و اين جمله تبيين واقعي منظور امام است از اينكه: "ميزان رأي ملت است" يادم است حضرت آيتالله مصباح در يك برنامه تلويزيوني در تبيين اين جمله حضرت امام فرمودند: "اينكه ميزان رأي ملت است. منظور امام، ملّتي بوده كه اسلام را بخواهند. و در فشار حاصل از پرسشهاي ممتد مجري برنامه كه:
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:39  توسط حميدرضا زرين
|
1) در ابتداي انقلاب، شهيد بزرگوار آيتالله بهشتي به همراه مقام معظم رهبري و حضرت آيتالله رفسنجاني، حزب جمهوري اسلامي را بنيان نهادند.
همه سرمايههاي انقلاب در يك حزب و اين نهايت اقتدار بود براي نظام نوپاي اسلامي، لكن در نهايت تعجب- امام با اين حزب مخالف بودند و گرچه دستور انحلال آنرا ندادند لكن مخالفت خود را با آن اعلام كردند (خاطرات حضرت آيتالله خامنهاي) و بنابراين سران حزب تصميم به تعطيلي آن ميگيرند. 2) بحث در مورد نهضت آزادي زياد است، در اينكه آنان با مباني انقلاب ما مخالفتهايي داشتهاند و بعضاً همراهي نكردهاند شكّي نيست لكن هنگامي كه مخالفتهاي آنان را به حضرت امام(ره) منتقل ميكنند، امام(ره) ميفرمايند كه: "اينها با اسلام مخالف نيستند بلكه با شماها مخالفند" و در پاسخ اينكه آنان حتي شما را هم قبول ندارند، امام(ره) ميفرمايند: "مگر من اسلامم كه اگر مرا قبول نداشته باشند اسلام آنان زير سؤال برود!"
3) در انتخابات مجلس سوم، جناح حاكم در مجلس دوم، رأي نياورد و مورد انتخاب مردم نبود (البته اين مسأله در مورد جريانهاي درون نظام به كرّات اتفاق افتاده است) و يكي از بزرگان مجلس دوم در ايام ماه مبارك رمضان در مهديه تهران دعوت به سخنراني شد كه مستمعين با صلواتهاي پياپي مانع سخنراني وي ميشدند لكن پس از مدت كوتاهي وي توسط امام(ره) به عضويت شوراي نگهبان منصوب شدند و اين امر تعجب همه را برانگيخت. نوعاً امام(ره) كارهايي ميكردند كه تعجب برانگيز بود و اين از خلاقيت حضرت امام(ره) و پيشرو بودن ايشان سرچشمه ميگرفت. 4) امام(ره) با انشعاب تعدادي از افراد روحاني عضو جامعه روحانيت مبارز و تشكيل گروهي به نام مجمع روحانيون مبارز موافقت كردند كه قاعدتاً تفكري متفاوت با جريان اكثريت جامعه روحانيت مبارز داشتند و حضرت امام(ره) اين را به ضرر نظام تشخيص ندادند چه بسا با آن موافق هم بودند چرا كه در بعد سياسي هم ايشان با تجميع اركان قدرت در يك حزب قبلاً مخالفت كرده بودند. اولاً: اين وقایع چگونه قابل تحليل است؟ و ثانياً: اين تحليل چه كمكي به تشخيص مسير كنوني ميكند؟ اول اينكه ظاهراً چه در مدل غربي و چه در تاريخ حكومتهاي پس از پيامبر مشاهده ميكنيم كه همواره افرادي بودهاند كه هم در زمان پيامبر و هم در زمان ساير ائمه زندگي كرده و درصدد تصاحب قدرت و قاعدتاً بهرهبرداري در جهت مطامع خود بودهاند و اين را بلافاصله پس از رحلت پيامبر ديدهايم و در جايجاي تاريخ قابل مشاهده است، لذا چنانچه دو جريان قوي در حكومت موجود باشد، هرگاه يكي به قدرت رسيد، ديگري نقش نقدكننده و كنترل كننده آنرا بازي خواهد كرد و هرگاه دومي به قدرت رسيد اولي به هكذا و اين بازي است و مردم همخوب اين بازي را فهميدهاند و نقش خود را بدرستي ايفا ميكنند. حضرت امام(ره) به تشكيل حزب قدرتمند جمهوري اسلامي رغبت نشان نميدهند، نهضت آزادي را بعنوان منتقد پس نميزنند، جناح شكست خورده انتخابات را با تفويض كرسي شوراي نگهبان تقويت ميكنند و دو جريان روحاني در حكومت را تحمل ميكنند و همه اينها يك مفهوم دارد و آن اينكه حضرت وجود هر دو را براي حكومت ضروري ميدانند كه اگر همه قدرت در يكجا جمع شود و منتقدي وجود نداشته باشد، اصلاحي صورت نخواهد گرفت و چه بسا برداشتهاي يك جانبه و نگرشهاي ويژهاي، انقلاب و جامعه را به سمت و سوي خاصي سوق دهد و اين را به صلاح نميدانستند. طرفه اينجاست كه قطعاً حضرت امام(ره) به جهت نظرات شخصي به تفكري نزديكتر و از ديگري دورتر بودهاند و اين در بگو مگوها و دعواهاي پيدا و پنهان دهه اول انقلاب قابل ردگيري است كه اوج آن قصه نخست وزيري ميرحسين موسوي و درخواست امام(ره) و بحث مولوي و ارشادي و ... بود و اينگونه نبود كه همه با امام(ره) موافق و يا امام(ره) با همه موافق باشند لكن همانها را امام به مناصب حكومتي ميگماردند و اين از همان عجايبي است كه در ابتدا فهم آن عجيب مينمود. و اگر اين تحليل درست باشد، پاسخ سؤال دوم از آن مستفاد ميشود كه تاريخ چراغ راه آينده است. و آن اينكه حكومت ما براي بقاي خود و براي پرهيز از فسادهاي ناشي از تمركز قدرت در يك جريان خاص، حداقل احتياج به حضور دو جريان و دو تفكر و دو حزب قدرتمند در درون خود دارد كه برنامه بريزند و مردم انتخاب كنند يكي را و يكي بر مسند نشيند و ديگري آنرا كنترل كند. و دوم آنكه نبايد مخالفتها را به حساب مخالفت با اسلام گذاشت و نبايد از اسلام هزينه كرد، تجربه نشان داده كه در جريانهاي پس از انقلاب نه همواره همهي حق يك طرف بوده و نه هميشه همه باطل در سوي ديگر، جريانهاي درون حكومت نظراتي داشتهاند كه بعضي درست و بعضي غلط و جالب آنكه چپ كنوني به جاي راست سلف خود نشسته و راست كنوني مانند چپ پس از انقلاب ميانديشد و اين خود كافي است كه نظرات آنان در حال تغيير و پس نه لزوماً عين اسلام. پس حضور دو جريان لازمه بقاي حكومت و لازمه جلوگيري از تمركز قدرت است. و بايد به جريان دوم احترام گذاشت و به آنان اجازه حضور را داد و انتخاب را بعهده مردم گذاشت. مردم همه اين بازي را خوب يادگرفتهاند، توپ را از يكي ميگيرند و به ديگري ميدهند و اگر عمل مناسب نبود باز پس گرفته و به اولي بر ميگردانند و به همچنين و اين بازي ادامه دارد... و احزاب در تلاش براي ارائه برنامههاي بهتر و خدمات اميدوار كنندهتر تا آفتاب دولتشان چندصباحي پايندهتر و براي همين است كه "ميزان رأي ملت است." و براي همين است كه بايد به انتخاب مردم احترام گذاشت. حال مهم نيست كه اين دفعه به كدام جريان رأي ميدهند. مهم آن است كه دو جريان وجود دارند و اين مردم هستند كه يكي را در مقام مجري و ديگري را بر صندلي منتقد مينشانند تا بازي برگشت. بازي فوتبال هم با حذف بازيكنان حريف و شوت به سمت دروازه خالي، جذابيت خود را از دست خواهد داد. پس براي ايجاد بازي بايد به حضور حريف احترام گذاشت. تابعد ...
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:41  توسط حميدرضا زرين
|
|
|