تبليغاتX
حیات

از كوچكترين در مسافرت جهادي به جهت انجام كار

به دوستان عزيز كه توفيق هجرت و جهاد را توأمان داشته‌اند  

اما بعد

از آنجا كه فرصتي نبود تا چند جمله‌اي با هم صحبت كنيم و به دليل عدم حضورم در جلسه پاياني تنها به ذكر يكي دو نكته كفايت مي‌كنم و اين مقوله را مي‌گذارم و مي‌گذرم كه حتماً دوستان عزيزم خصوصاً جناب آقاي فوم كه خداوند توفيقشان دهد حق مطلب را ادا خواهند نمود و اما آن يكي دو تا:

اول آنكه تشكر از همه چيز، از حضور و زحمت و كار و تلاش كه اگر به تفكر در علت آن و قصد قربت مزين شود كه هست بر نورانيت آن افزوده خواهد شد ان شاءا.. .

دوم آنكه مطابق معمول زحمت ما با دوستان است. يكي دو باري از دمپايي‌ها استفاده كردم، كاري سپردم از سر تنبلي، شايد حرفي زده شده و يا دلي شكسته نمي‌دانم، اگر هست كه مي‌بخشيد. ما را هم مثل ديگران حلال كنيد كه مي‌كنيد، چون جز اين از روي خوب شما انتظار نمي‌رود.

سوم آنكه با گذشت بيش از 25 سال از زمان تحصيل خودم در دبيرستان، همان موقع و هم اكنون دوستان بزرگترم و دوره‌هاي بالاتر را بزرگتر مي‌ديدم و مي‌بينم و نوعاً احترامي در گفتار و نگاه و خطاب و ايستادن و راه رفتنم نسبت به آنها بوده كه شايسته آن بودند. صميميت و رفاقت رافع ادب و احترام نيست كه اشتباه گفته آنكه گفته "بين‌الاحباب تسقط‌الاداب" تازه آنهم بين‌الاحباب! نه بين الهم مدرسه‌ايها.

چهارم آنكه خاطرات شيرين زيادي براي من ماند كه در ذهن مي ماند و در كام نيز كه از آن نمونه:

همت سوم‌ها در درس خواندن

نشاط و شادابي بچه‌ها و صفا و صميميت آنها هم

تئاتر زيبا و دلنشين كه اگر چه يكي دو نكته اي هم بود ولي در مقابل كليت آن قابل اغماض

نماز‌هاي روي بام ـ صبحگاه ـ دعاي كميل ـ شب شعر ـ طبيعت زيبا ـ آسمان و ماه و ستاره

و خيلي از دوستان كه تصاويري زيبا در ذهن من به خاطره گذاشتند.

و ورق تمام شد و مابقي نا گفته ماند مثل گروه فرهنگي و ...

خدا كند كه اين حضور نصفه و نيمه و اين عدم كارايي و تن آسايي را به حساب ... نگذاريد.

با احترام ـ حميدرضا زرين 1/6/87

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 15:19  توسط حميدرضا زرين  | 

براي چه به مسافرت جهادي مي‌رويم؟

الف) خودسازي از طريق:

1) بودن نه فقط براي خود مثل به جبهه رفتن

2) تحمل سختي و مشقت مثل جنگيدن

3) خلوص در نيت لازمه شهادت

4) زندگي در محيطي به دور از گناه چيزي شبيه جبهه

ب) ايجاد روحيه در دردمندان از طريق:

1) بذل محبت خالصانه

2) همنشيني همراه با خضوع

3) رفع مختصري از محروميت‌هاي آنان

ما براي دلِ خودمان بهمسافرت جهادي مي‌رويم كه كمي از زنگار گناه جلا پيدا كند

و براي دل هموطنان خود به مسافرت جهادي مي‌رويم كه كمي تسلاي حال آنان باشيم

اگر قرار بود كه به لهو و لعب و بي‌خيالي و فراموشي سپري كنيم، اصفهان و شيراز و ...

چرا جهادي و چرا به اسم خودسازي و چرا به نام ديگران ولي به كام خودمان.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 14:12  توسط حميدرضا زرين  |