تبليغاتX
حیات

در فضيلت نمازجماعت بسيار گفته‌اند و شنيده‌ايم، تنها ذكر خاطراتي است و بس 

1) يكي از دوستانم به مصر رفته بود و در آنجا براي اداي نماز به مسجدي وارد شد.

مي‌گفت پس از من دو نفر جوان مصری وارد مسجد شدند، آنها پس از نگاهي به سمت من آمدند و به من گفتند:

" انت‌ الامام" و پشت سر من ايستادند كه نماز را به جماعت بخوانيم و ...

2) در سرزمين مِني و در ميان چادرهاي آن براي جلوگيري از آتش سوزي، اجازة حمل و استفاده از اجاق را نمي‌دهند، آشپزي در بيرون انجام مي‌گيرد و غذا را مي‌آورند و براي آب جوش هم دولت عربستان محل‌هايي را تدارك ديده كه مجهز است.

به يكي از اين محل‌ها براي پيگيري آب جوش رفته بودم، 2 كاگر جوان با لباس كار كه بسيار هم سياه شده بود را مشاهده كردم كه در گوشه ای به جماعت نماز مي‌خواندند و آنكه امام بود آداب آن را به جا مي‌آورد و با صداي بلند مشغول قرائت نماز بود. بسيار لذت بردم.

3)دوستي مي‌گفت:

در دوبي و در سيتي‌ سنتر بودم و براي اداي نماز به نمازخانه آن مراجعه كردم، ديدم چند نفر براي نماز آمده بودند

  و همگي به يك نفر اقتدا كردند و نماز خواندند و رفتند در حاليکه شايد همديگر را نمی شناختند!

4)دوستي ديگر مي‌گفت:

در نمازخانة رستوراني در خارج به يك دوست ايراني‌ام اقتدا كردم براي نماز، يك نفر سني وارد شد و به ما ملحق شد و نمازش را با ما خواند و ...

5) در مسجد‌النبي جماعتي مالزيايي دير به نماز رسيده بودند و جماعت تمام شده بود، جماعت كوچك چند نفريشان را گوشه مسجد به راه انداخته بودند.

6) زماني كه دانش‌آموز بودم، در مدرسه اگر بعضي به جماعت نمي‌رسيدند، همان انتهاي سالن بدون جلب توجه به يك نفر ديگر اقتدا مي‌كردند و ...

در اردوها هم همين طور

نماز جماعت سنت و دستور پيامبر است و بايد بسيار سهل برگزار شود

در شرع هم شرط امامت بسيار آسان است

 عدالت كه همان عدم انجام كبيره و عدم اصرار بر صغيره

تازه اگر هم موردي باشد قبل از تكبير استغفرا.. گويي و تمام

ساير شرايط هم كه آسان است كه مهمترين آن قرائت صحيح

كه آنهم با سخت‌گيري بعضي از ما، كلاً مسلمانان چين و خيلي جاهاي ديگر تكليفشان روشن است.

راستی اين دوستان را توصيه ميکنم به توجه به قرائت بعضی مراجع

بلکه از افراط بپرهيزيم.

هدف از نوشتن اين سطور گلايه از دوستاني است که برای برقراری جماعت کمتر تلاش می کنند

شايد به وسواس دينی!.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:19  توسط حميدرضا زرين  | 
مطلب زیر از یکی از خوانندگان است  به نام صادق که خواندنی است:

عمري است كه دارم از مال دنيا فرار مي‌كنم كه از ايني كه هست بيشتر اسير نشوم.
كه اسير هستم و چقدر اسارت بد است.
وقتي سوار‌ماشينت هستي و فراموش مي‌كني آدم‌هايي رو كه پياده كيلومترها راه مي‌روند.
وقتي براي عيد لباس و كفش نو مي‌خري و فراموش مي‌كني كه خيلي‌ها حسرت يك جوراب نو را دارند.
وقتي كه روي تخت مي‌خوابي و پتوي گرمي را رويت مي‌اندازي و شب را با آرامش مي‌خوابي و فراموش مي‌كني كه مردمي زير آسمان شب به روي زمين سرد و سخت مي‌خوابند.
وقتي در مهماني‌ها در رستوران‌ها از چندين نوع غذا و ژله و مخلفات ميل مي‌كني و فراموش مي‌كني كه عده‌اي شب را گرسنه مي‌خوابند به اميد فردا و حتي نمي‌تواني تصور كني
كه مي‌شود كسي پابرهنه باشد يا آنكه بدون غذا بخوابد.

البته مي‌شود كه آدم پولدار باشد و به فقرا هم برسد و حرف‌هاي بالا مانع دنبال رفاه و آسايش در دنيا بودن نيستند!
ولي آيا واقعاً فردي كه تا حالا شب را در سرما، روي زمين سخت، بدون لباس گرم و با شكم گرسنه نخوابيده باشد مي‌تواند درك كند كه برخي چقدر سخت زندگي مي‌كنند.
حتي اگر ميليون‌ها به فقرا كمك كند.
حقيقت آن است كه آن شخص بعد از مدتي حتي اگر شرايط بد را تجربه كرده باشد فراموش مي‌كند و كمك كردن مي‌شود عادت او و يك نگاه محبت آميز از بالا به پايين و نه نگاه از پايين به پايين!!
و اينجاست كه اسارت كامل مي‌شود. دنبال دوربين عكاسي يك مليوني مي‌رويم. دنبال مبل راحتي سه چهار ميليوني مي‌رويم. دوست داريم تويوتا كمري داشته باشيم و يا حداقل ماشينمان با كلاس باشد. زرق و برق دنيا خيلي بي سر و صدا تو را اسير مي‌كنند و چون به عادت مبلغي را به فقرا كمك مي‌كني فكر مي كني كه اسير دنيا نيستي. يا اگر بر حسب عادت سالي يك بار به فقرا سر مي‌زني فكر مي‌كني كه اسير نيستي.
ولي همان موقع كه آنتخاب رنگ لباست برايت خيلي مهم مي‌شود و به داشتن ويلا، ماشين، لباس‌هاي گران قيمت و يك كلام به فكر بيشتر و بيشتر و بيشتر پول در آوردن مي‌افتي، اسارتت كامل شده است.
آري دنيا مار خوش خط وخالي است كه بي‌صدا دور گردنت مي‌پيچد.
تلويزيون LCD، ماشين ظرفشويي، فرش دستي، مبلمان و دكوراسيون، كت و شلوار و ....
همه و همه علاوه بر آنكه موجب آسايشند ولي هركدام حلقه‌اي از تور دنيا هستند كه در اين تور اسير شده‌ايم.
واي كه چقدر اسارت بد است و عادت مي‌كنيم به اسارت چنانچه تصور زندگي بدون ماشين، بدون ماشين لباسشويي، بدون ادكلن و بدون لباس نو در شب عيد برايمان غير ممكن مي‌شود.
و... بماند كه از دست دنيا خيلي شكايت دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 12:52  توسط حميدرضا زرين  | 

این متن و چندتای بعدی را دوستی عزیز برایم ارسال کرده است.

"درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و ميگويد :

جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده

مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و

جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر

به جهنم افتادي خود شيطان تو را به

بهشت باز گرداند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 9:31  توسط حميدرضا زرين  | 

سيستم آموزشي مدارس:

در مقطع دبيرستان دانش آموزان در چند کلاس قرار مي گيرند که اين کلاسها صرفاٌ براي حضور و غياب قبل از حضور در کلاسهاي درسي و بعد از آن است.

در مورد سيستم آموزشي اطلاعات بنده به دليل کوتاه بودن زمان حضور در مدرسه جامع و دقيق نيست؛اما سعي مي کنم برداشت خود را در اين زمينه به رشته ي تحرير در بياورم.

اين گونه به نظر مي رسد که در مقطع دبيرستان و در بين سالهاي 7 تا 9 دروس به طور کلي آموزش داده مي شود اما آنچه براي من مشخص است در سال 10 تنها  پنج درس ( رياضي، علوم شامل سه درس فيزيک،شيمي و زيست شناسي، زبان انگليسي، دين و ورزش) به صورت اجباري به همه ي دانش آموزان آموزش داده مي شود و بقيه­ ي دروس در سه گروه تقسيم مي شوند که به آنها دروس optional گفته مي شود. هر دانش آموز موظف است از هر آپشن سه درس را با اولويت انتخاب کند و با تصميم نهايي مدرسه اين واحدها را بگذراند. (1- معمولاٌ اولويت اول مورد قبول واقع مي شود. 2- دسته ها داراي گزينه هاي مشترک هم مي باشند که تنها بايد در يک آپشن آنها را انتخاب کرد. 3- در اين انتخاب محدوديت هاي ديگري هم وجود دارد؛ براي مثال دانش آموزان بايد حتماٌ يکي از دو زبان فرانسوي يا اسپانيولي را فرا گيرند.) در سال 11 همان دروس بالا به غير از دين دروس اجباري و بقيه ي دروس optional هستند.  البته دانش آموزان بايد در سال 11 هم دروسي را که در سال 10 انتخاب کرده اند ادامه بدهند.

معمولاٌ فعاليت و نمره ي هر درس به دوبخش امتحان (exam) و تحقيق (coursework) تقسيم مي شود که در جزوه ي راهنمايي - که براي انتخاب همين رشته ها به دانش آموزان در ابتداي سال 10 داده مي شود-  اين نکته ذکر شده است که چند درصد نمره ي درس امتحان و چند درصد آن تحقيق است.. در بعضي موارد برخي دروس مانند رياضي 100% نمره ي آنها  امتحان  و در برخي موارد 100% نمره تحقيق است. در واقع فعاليتهاي  و نظم کلاسي تاثير چنداني در نمره ي پاياني ندارد. در اين جزوه در مورد هر دزس توضيحي داده مي شود که:

1-      قرار است چه کارهايي در اين درس انجام شود.

2-      بعد از گذراندن اين درس توانايي هاي کسب شده چه خواهدبود.

3-      در آينده چه کارهايي در رابطه با اين رشته  مي توان انجام داد و در واقع آينده ي کاري اين رشته چگونه است.

4-      اين درس تا چه اندازه به يادگيري ساير دروس کمک خواهد کرد يا در واقع اين درس با چه دروسي ارتباط بيشتري دارد.

در واقع اين جزوه بسيار کمک مي کند که فرد با اطلاعات کامل درسهاي مورد نظر خود را انتخاب کند و تقريباٌ هيچ گونه مشکلي براي انتخاب دروس خود نداشته باشد. مي توان اين انتخاب را به انتخاب واحد در دانشگاه تشبيه کرد.

از دروس optional مي توان به ICT، حقوق شهروندي (citizenship)، کارهاي گرافيکي

Design) (Graphic، زبانهاي اسپانيولي و فرانسوي، موسيقي، هنر (Art)، تاريخ و جغرافيا اشاره کرد که در ادامه درباره ي دروس اصلي و انتخابي که بنده در آن بودم توضيحاتي ارائه خواهد شد.

دروس اصلي همان طور که ذکر شد شامل رياضي، زبان، علوم، ديني و ورزش هستند که در سه درس اول   از دانش آموزان امتحان تعيين سطح گرفته مي شود و در هشت رده قرار مي گيرند که بالاترين سطح آنA*  و پايين ترين آن D است. هنگامي که کلاس فرد و سطح وي مشخص شد نمره ي او هم بر اساس همان سطحش تعيين مي شود؛ براي مثال کسي که در گروه B قرار دارد حداکثر نمره اي که مي تواند بگيرد B  است که نمره اي بين 60 تا 80 از 100 است. البته در طول سال تحصيلي بسته به تلاش هر دانش آموز سطح وي مي تواند بالاتر يا پايين تر برود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 14:30  توسط حميدرضا زرين  | 

باسمه تعالي

 

گزارش لندن ـ 1

يكي از دانش‌آموزان دبيرستان مفيد1 در نيمه راه براي ادامه تحصيلات به مدرسه‌اي در لندن رفته است.

ايشان زحمت كشيده و در گزارشي به مقايسه دو مدرسه پرداخته كه مطالعه آن خالي از لطف نيست.

سایر دوستان اگر تجاربی مانند این دارند در صورت ارسال موجبات سرور ما را فراهم خواهند نمود.

از آنجا كه اين گزارش مفصل است آنرا در چند قسمت آورده‌ام.

و اما گزارش:

 

گزارش سفر انگليس

تهيه و تدوين: سينا ضيايي

مقدّمه:

آن چه که مشخص است علم در تک تک نقاط دنيا گسترش پيدا کرده است و هر لحظه در حال پيشرفت و تاثير گذاري بر زندگي روزمره ي ماست. بدون شک اين پيشرفت در آموزش در مدارس هم تاثير شگرف و بسزايي دارد و خواهد داشت. براي استفاده از اين پيشرفت ها و روشهاي استفاده از آنها در مدارس کشورها يپيشرفته راههاي بسيار زيادي وجود دارد و با وجود وسايل ارتباط جمعي مانند اينترنت و تلويزيون دسترسي به آنها چندان مشکل به نظر نمي رسد. امّا تجربه ي حضوري يعني حضور در بطن اين اتفاقها و مواجهه و مشاهده ي اين روشها آن هم در يک کشور پيشرفته مطمئنّا اطلاعات بسيار بيشتري را در بردارد که خدا را شکر مي کنم که اين فرصت رابه من داد  تا با حضور در کشور بريتانيا و شهر لندن با سيستم آموزشي در مدارس آنها آشنا شوم. به طور قطع اين سيستم کامل نيست و نواقصي دارد، امّا استفاده بعضي از روشهاي اين سيستم مي تواند به کامل تر شدن مدرسه ي مفيد کمک کند.

آنچه در ادامه مي آيد توضيحاتي درباره ي مدرسه اي که بنده در آن بودم است.

 

نحوه ي ثبت نام:

به طور معمول براي ثبت نام در مدارس  (registration)اعم از دولتي و غير انتفاعي بايد از 3 تا 6 ماه قبل از شروع مدارس اقدام کرد. البته اين بدان معنا نيست که افرادي که در ميانه ي سال قصد رفتن به مدرسه را دارند نتوانند به خواسته ي خود برسند، امّا زمان زيادي طول مي کشد تا اين کار انجام شود. البته به طور خاص براي مدارس دولتي از طريق شهرداري هر منطقه هم مي توان اقدام کرد (شهرداري منطقه ي مورد نظر اسم دانش آموز را درليست انتظار قرار مي دهد تا براي او در مدارس جا ي خالي پيدا شود). يکي از مهم ترين مشکلات اين سيستم همين معطلي است که براي ثبت نام به وجود مي آيد که علت آن عدم وجود جاي خالي در مدارس است.

 

سيستم کلّي مدارس:

اوّلين نکته اي که بايد ذکر شود اين است که حضور در مدرسه امري اجباري در کشور بريتانيا است و در صورت غيبت غير موجّه دانش آموز و ديده شدن او توسّط پليس با پدر و مادر وي برخورد خواهد شد که در برخي موارد اين جريمه حتي تا حد حبس هم مي تواند باشد. تحصيل در مدارس دولتي رايگان است، امّا مدارس غير انتفاعي مبلغ قابل توجهي را به عنوان شهريه دريافت مي کنند.

سيستم آموزشي حاکم بر مدارس کشور بريتانيا تفاوتهاي بسياري با سيستم آموزشي در ايران دارد. در اين کشور سن ورود به مدرسه 4 سالگي است و مقاطع تحصيلي به دو مقطع ابتدايي (primary school) و دبيرستان (high school) تقسيم مي شود. هر دانش آموز بايد 11 سال در اين دومقطع تحصيل کند و همان طور که عرض شد اين يک امر اجباري است.

در مقطع دوم تحصيلي يا همان high school  همه ي دانش آموزان اعم از دختر و پسر بايد لباس فرم بپوشند. تمام مدارس مقطع ابتدايي و اکثر مدارس مقطع  دبيرستان به صورت مختلط (mixed) هستند. البته تعدادي مدرسه ي جدا (boys or girls) هم در هر منطقه در شهر لندن وجود دارد. همان طور که ذکر شد دانش آموزان بايد 11 سال درس بخوانند که هرسال به سه ترم بهار، پاييز و زمستان تقسيم مي شود که در بين هر ترم تعطيلي نسبتاٌ بلندي حدوداٌبه مدت 1 ماه و نيم قرار دارد و در هر ترم هم تعطيلات ميان ترم به مدت دو هفته وجود دارد. ساعت کاري همه ي مدارس دولتي از 9 صبح تا 3 يا 5/3 بعد از ظهر است.    

نکته ي جالب در مورد دانش آموزان مدارس لندن اين است که اغلب دانش آموزان مدارس داراي اصليتي غير انگليسي هستند.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 10:22  توسط حميدرضا زرين  | 
چندي پيش از دانش‌‌آموزان خواستم كه كمك كرده و كمبودهاي احتمالي در مدرسه را يادآوري نمايند تا شايد بتوانيم با برنامه‌ريزي، بعضي از آنها را مرتفع نمائيم.
چرا كه معتقدم خيلي از مسائل را ممكن است ما نديده باشيم يا توجه نكرده باشيم و اين به مفهوم دموكراسي در تربيت نيست بلكه به مفهوم استفاده از سيصد چشم براي بهتر ديدن و سيصدمغز براي بهتر تحليل كردن است، در جايي كه سيصد نفر مي‌خواهند زندگي كنند.
البته پيشنهادات بررسی و با توجه به محدوديت ها برخی از آنها اجرا خواهند شد.

و اما برخي پيشنهادات رسيده:
           1) تدارك قفسه براي كيف‌ها
           2) سنگ كردن كف اتاق‌هاي رختكن
           3) شركت در آزمون‌هاي قلم‌چي در پايه پيش دانشگاهی
           4) تعيين گروه‌بندي‌ها بر اساس رتبه‌هاي علمي
           5) برگزاري اردوي علمي نوروز در مدرسه در پايه پيش دانشگاهی
           6) ...

از آنجا كه مدرسه محل زندگي ما و نسل‌هاي بعدي است، بهسازي آن خدمت به خودمان است.
شما هم اگر نظري داريد خوشحال مي‌شويم ارايه شود.
تا بعد...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:36  توسط حميدرضا زرين  | 
البته نيازهاي انسان فراوان است و پرداختن به همه آنها در دوران دبيرستان در شرايط عادي هم امري است ناممكن، چه رسد به اينكه غول كنكور و امتحانات نهايي سوم آنچنان فكر اولياء و دانش‌آموزان را تسخير كرده كه اگر هم بخواهي به بعضي احتياجات دانش‌آموزان توجه كني با مخالفت خودشان روبرو مي‌شوي كه اين هم از عجايب روزگار است، دقيقاً دنيا معكوس شده به جاي آنكه آنان بخواهند و ما ...، ما مي‌گوئيم و آنان مخالفند!

اما بعضي احتياجات در ابتدايي و راهنمايي است كه بايد توجه شود و به نتيجه‌اي قابل قبول برسد همچون خط خوش و زبان دوم و ...

و اما بعضي از مهارت‌ها هم همگاني نيست كه بايد به مستعدينش ارائه شود مثل قرائت قرآن و ...

لكن من حيث‌المجموع و با در نظر گرفتن همه ديدگاههاي فوق به ‌نظر مي‌آيد توجه به بعضي حيطه‌ها بايستي در دبيرستان بيش از پيش مد نظر قرار گيرد كه به شرح ذيل است:

الف) ادبيات: آشنايي با متون ادبي از جمله گلستان سعدي، توانايي درك مفاهيم ادبي، ارتباط با شعر خصوصاً ديوان حافظ و تقويت توانايي نگارش و احتمالاً نظم و نثر برای خواص كه اين متون چون به زبان مادري است به راحتي در ذهن مي‌ماند و چون از مفاهيم بالايي برخوردار است، چراغ راه آينده خواهد شد و اين فقط اندك بهره‌اي است كه بدست مي‌آيد.

ب) مطالعات ديني و فلسفي: مطالعات در زمينه‌هاي همچون (تاريخ اسلام، مباحث كلامي، مباحث منطق و فلسفه، مباحث اجتماعي و ...) كه باعث تقويت بينش دانش‌آموزان مي‌گردد كه ضعف اعتقادي و پوچي و افتادن در دام روزمرگي و فساد و فحشا شايد از يك نگاه بخاطر ضعف مباني فكري باشد كه نظرسنجي‌ها نيز آن را تأييد مي‌كند.

ج) هنر: كه البته عرصه آن وسيع است ولي مثلاً تئاتر بعنوان يك ابزار تربيتي فوق‌العاده كه به شدت قدرت ارائه و اعتماد به نفس دانش‌آموز را تقويت می‌کند كه در تقويت اعتماد به نفس، تئاتر و تأليف از مؤثرترين ابزار است كه در مدارس پيشرفته استفاده مي‌شود و البته تئاتر و تأليف روش‌هايي براي يادگيري پايدار نيز مي‌باشند.

و مثلاً عرصه‌هاي ديگر هنر كه كلاً پرداختن به آنها يعني درگير كردن قسمتي ديگر از مغز غير از قسمت محاسبه‌گر مغز كه هنر و ادبيات نقطه مقابل رياضي و محاسبه و باعث رواني طبع و ايجاد حس زيبايي ‌شناختي در زندگي مي‌گردد.

و پرداختن به اينها در وقت اندكِ دانش‌آموز و دروس متعدد كه بصورت رسمي بايد به آن پرداخته شود،‌ جاي را براي پرداختن به ساير مسائل ديگر تنگ مي‌كند.

و الآن در دبيرستان مفيد غير از دروس رسمي چه فعاليت‌هايي است:

الف) انواع فعاليت‌هاي فوق برنامه به مفهوم ايجاد يك فعاليت جهت اداره بخشي از مدرسه مثلاً از حضور در شوراي دوره و مسؤوليت كلاس و مسؤول حضور و غياب و ... تا مثلاً مسؤول كتابخانه يا حضور در گروه مراسم و ...

ب) انواع مسابقات مثل مسابقات علمي، مسابقات منطقه، مسابقات قرآن ، مسابقات ورزشي و ...

ج) جلسات هفتگي

د) توجه به پژوهش و ارائه پروژه‌هاي مختلف به دانش‌آموزان در ساعات رسمي دبيرستان

هـ) كلاسهاي المپياد خصوصاً براي پايه سوم در ساعات رسمي دبيرستان

و) برگزاري اردوهاي مختلف و مراسم‌هاي مختلف

ز) برگزاري كلاسهاي مكالمه زبان در ساعات رسمي (غير از كتاب درسي)

ح) افزايش ساعات ورزش و آموزش تخصصي ورزش

ط) برگزاري انواع كلاس‌هاي آموزشي در ساعات غيررسمي دبيرستان

ي) برگزاري بعضي كلاس‌ها مثل احكام، مشاوره

ك) افزايش ساعات دروس رياضي و فيزيك نسبت به ساعات رسمي آموزش و پرورش

و همه اينها لازمند

و وقت دانش‌آموز هم محدود

و البته اينها بخشي از فعاليت‌هاي غيررسمي دانش‌آموزان است

و زمينه‌هاي مورد اشاره در ابتداي اين نوشتار هم مي‌خواهند اضافه شوند!

قاعدتاً بایستی بعضی فعالیتها عمومی‌تر و در ساعات رسمی و بعضی برای خواص باشد.

حال آيا صلاح است درس المپياد كه تعداد محدودي دانش آموز درگير آن هستند در ساعات رسمي باشد يا مي‌توان اين ساعات را به برنامه‌اي بهتر تبديل كرد؟

راستي به نظر شما آيا حوزه مغفول ديگري هم در دبيرستان مفيد2 است!؟
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:41  توسط حميدرضا زرين  | 
در دبيرستان مفيد2 به كوهنوردي و حضور در طبيعت در چندساله اخير توجه ويژه‌اي صورت گرفته است به ‌طوري كه مثلاً در برنامه سنگيني مثل صعود به قله توچال و حركت تا روستاي شهرستانك در سال گذشته حدود 90 نفر شركت داشتند، حال اين سؤال مطرح است كه چرا؟
و شايد بعضي از دلايل به شرح زير باشد:

1) فعاليت بدني كه باعث سلامت جسم خواهد شد.

2) تفريح سالم به واسطه حضور در طبيعت و مصاحبت با دوستان و فرار از آلودگي تهران

3) تقويت اراده بواسطه تحمل سختي طاقت‌فرسا و عزم جهت رسيدن به هدف، آنجا كه خستگي غلبه كرده و بازگشت شايد سهل‌ترين راه است ولي به حركت ادامه مي‌دهي تا رسيدن به هدف و اين تجربه‌اي است لازم در جاي‌جاي زندگي

4) تقويت روحيات جمعي بواسطه حضور در كنار دوستان و كمك به آنان در صعود و رسيدن به هدف

و البته از نگاه مدرسه ارايه الگوي صحيح براي تفريح كه بعد از فارغ‌التحصيلي مي‌تواند جايگزين بعضي تفريحات ديگر نيز باشد.
و بعضي هم فراتر از اين را جستجو مي‌كنند و مي‌يابند همچون فرصتي براي تفكّر و خلوت ‌كردن و نزديك ‌شدن و ...
كوه‌نوردي يك فرهنگ است چيزي بالاتر از تفريح

و راهي است براي صعود چيزي بيش از تفريح

و البته تفريحي وصف‌نشدني

به شرط آنكه تجربه‌كرده باشي آنهم تجربه‌اي موفق
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 7:49  توسط حميدرضا زرين  |