تبليغاتX
حیات
در تعقیب تذکر به لزوم اسلامى نمودن تمام ارگانهاى دولتى بویژه دستگاههاى قضایى و لزوم جانشین نمودن احکام اللَّه در نظام جمهورى اسلامى به جاى احکام طاغوتى رژیم جبار سابق، لازم است تذکراتى به جمیع متصدیان امور داده شود. امید است ان شاء اللَّه تعالى با تسریع در عمل، این تذکرات را مورد توجه قرار دهند:

1- تهیه قوانین شرعیه و تصویب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گیرد و قوانین مربوط به مسائل قضایى که مورد ابتلاى عموم است و از اهمیت بیشتر برخوردار است در رأس سایر مصوبات قرار گیرد، که کار قوه قضاییه به تأخیر یا تعطیل نکشد و حقوق مردم ضایع نشود، و ابلاغ و اجراى آن نیز در رأس مسائل دیگر قرار گیرد.

2- رسیدگى به صلاحیت قضات و دادستانها و دادگاهها با سرعت و دقت عمل شود تا جریان امور، شرعى و الهى شده و حقوق مردم ضایع نگردد. و به همین نحو رسیدگى به صلاحیت سایر کارمندان و متصدیان امور، با بیطرفى کامل بدون مسامحه و بدون اشکال تراشیهاى جاهلانه که گاهى از تندروها نقل مى‏شود، صورت گیرد تا در حالى که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه مى‏شوند اشخاص مفید و مؤثر با اشکالات واهى کنار گذاشته نشوند. و میزان، حال فعلى اشخاص است با غمض عین از بعض لغزشهایى که در رژیم سابق داشته‏اند، مگر آنکه با قرائن صحیح معلوم شود که فعلًا نیز کارشکن و مفسدند.

3- آقایان قضات واجد شرایط اسلامى، چه در دادگسترى و چه در دادگاههاى انقلاب باید با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامى احکام اسلام را صادر کنند، و در سراسر کشور بدون مسامحه و تعویق به کار پر اهمیت خود ادامه دهند. و مأمورین ابلاغ و اجرا و دیگر مربوطین به این امر باید از احکام آنان تبعیت نمایند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار، احساس آرامش قضایى نمایند، و احساس کنند که در سایه احکام عدل اسلامى جان و مال و حیثیت آنان در امان است. و عمل به عدل اسلامى مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست، که در سایر ارگانهاى نظام جمهورى اسلامى از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته‏ها و بسیج و دیگر متصدیان امور نیز به‏طور جدى مطرح است و احدى حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامى داشته باشد.

4- هیچ کس حق ندارد کسى را بدون حکم قاضى که از روى موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزیر شرعى است.

5- هیچ کس حق ندارد در مالِ کسى چه منقول و چه غیرمنقول، و در مورد حق کسى دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسى دقیق و ثبوت حکم از نظر شرعى.

6- هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصى کسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى- اسلامى مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند، و یا براى کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده و لو براى یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است، و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعى هستند بعضى از آنها موجب حد شرعى مى‏باشد.

7- آنچه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردى است که در رابطه با توطئه‏ها و گروهکهاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است که در خانه‏هاى امن و تیمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصیتهاى مجاهد و مردم بیگناه کوچه و بازار و براى نقشه‏هاى خرابکارى و افساد فى الأرض اجتماع مى‏کنند و محارب خدا و رسول مى‏باشند، که با آنان در هر نقطه که باشند، و همچنین در جمیع ارگانهاى دولتى و دستگاههاى قضایى و دانشگاهها و دانشکده‏ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولى با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا که تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگارى نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملى انجام ندهند.

و مؤکداً تذکر داده مى‏شود که اگر براى کشف خانه‏هاى تیمى و مراکز جاسوسى و افساد علیه نظام جمهورى اسلامى از روى خطا و اشتباه به منزل شخصى یا محل کار کسى وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافى مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدى از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهى از منکر به نحوى که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند، و تعدى از حدود الهى ظلم است و موجب تعزیر و گاهى تقاص مى‏باشد. و اما کسانى که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بین مردم است، در حکم مفسد فى الأرض و مصداق ساعى در ارض براى فساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضایى معرفى کنند. و همچنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائاً حکمى صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل یا محلهاى کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و تیمى است و نه محل توطئه‏هاى دیگر علیه نظام جمهورى اسلامى، که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمى مورد تعقیب قانونى و شرعى است.

8- جناب حجت الاسلام آقاى موسوى اردبیلى رئیس دیوانعالى کشور، و جناب آقاى نخست وزیر موظفند شرعاً از امور مذکوره با سرعت و قاطعیت جلوگیرى نمایند. و لازم است در سراسر کشور، در مراکز استانداریها و فرمانداریها و بخشداریها هیأتهایى را که مورد اعتماد و وثوق مى‏باشند انتخاب نمایند و به ملت ابلاغ شود که شکایات خود را در مورد تجاوز و تعدى مأمورین اجرا، که به حقوق و اموال آنان سر مى‏زند بدین هیأتها ارجاع نمایند و هیأتهاى مذکور نتیجه را به آقایان تسلیم، و آنان با ارجاع شکایات به مقامات مسئول و پیگیرى آن متجاوزین را موافق با حدود و تعزیرات شرعى مجازات کنند.

باید همه بدانیم که پس از استقرار حاکمیت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهورى اسلامى با تأیید و عنایات خداوند قادر کریم و توجه حضرت خاتم الاوصیا و بقیة اللَّه- ارواحنا لمقدمه الفداء- و پشتیبانى بى‏نظیر ملت متعهد ارجمند از نظام و حکومت، قابل قبول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابى بودن خداى نخواسته به کسى ظلم شود، و کارهاى خلاف مقررات الهى و اخلاق کریم اسلامى از اشخاص بى‏توجه به معنویات صادر شود.
باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگى است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهاى خویش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامى را پشتیبان خود بدانند، و قوه قضاییه را در دادخواهیها و اجراى عدل و حدود اسلامى در خدمت خود ببینند، و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته‏ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. و این امور بر عهده همگان‏ است، و کار بستن آن موجب رضاى خداوند و سعادت دنیا و آخرت مى‏باشد، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقیب و جزاى دنیوى است. از خداوند کریم خواهانم که همه ما را از لغزشها و خطاها حفظ فرماید، و جمهورى اسلامى را تأیید فرموده و آن را به حکومت عالَمى قائم آل محمد- صلى اللَّه علیه و آله- متصل فرماید «انّه قریب مجیب».

والسلام على عباداللَّه الصالحین.
روح اللَّه الموسوى الخمینى‏

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:3  توسط حميدرضا زرين  | 

در مورد كانديداي مورد نظر مسائل اخلاقي هم حائز اهميت است

حال از بين مسائل زير كدام بيشتر قابل توجه هستند؟

داشتن ريش يا اندازه آن

سابقه حضور در جبهه

سابقه حضور در هيأت‌هاي مذهبي

سابقه حضور در انجمن اسلامي دانشگاه

و موارد اين چنيني آيا مصاديق اخلاقي محسوب مي‌شوند

هم آري ـ هم نه

به نظر من آنچه از اين‌ها مهم‌تر است مسائلي است همچون

صداقت و ...

آيا با مردم رو راست است؟

آيا آنها را محرم مي‌داند؟

آيا به آنها دروغ نمي‌گويد؟

كافي است مصداقي از اين رفتار وجود داشته باشد تا در ارزش‌هاي اخلاقي آن فرد شك كنيم.

كه فرموده‌اند:

                                      المؤمن يسرق و... و لا يكذب

يادم آمد كه مردم آمريكا از كلينتون بسيار عصباني بودند

 نه چون با مونيكا آن كرده بود!

 بلكه چون در آن قضيه به مردم دروغ گفته و قضيه را انكار كرده بود!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 10:40  توسط حميدرضا زرين  | 
گفته شد که باید برنامه ها را دید و به برنامه ها رای داد

مطلب دیگری که اهمیت پیدا میکند  سابقه ی اجرائی فردی است که میخواهد کار را دست بگیرد

اینکه مدیریت کلان داشته یا نه؟

و اینکه در مدیریت های قبلی خود چگونه عمل کرده؟

آدم کوچک و کار بزرگ؟

هرگز

ریسک بالائی است!

بعنوان مثال جناب قالیباف با حضور مستمر و موثر در مدیریت های کلان

از این حیث قابل توجه هستند.

یادم است که در دور قبل یکی از نگرانیهای دوستان همین تجربه ی کم بود

که دیدیم چگونه مشکل آفرین شد!

البته نکات دیگری نیز است

تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 19:42  توسط حميدرضا زرين  | 

بنا بر درخواست اينجانب از رياست مجتمع مفيد جهت ارائه يك فرصت مطالعاتي و با مؤافقت ايشان، بدينوسيله به اطلاع مي‌رساند كه در سال بعد در مدرسه مدیر نخواهم بود.

لازم به ذکر است که جناب آقای باقری بعنوان مدیر به دوستان معرفی شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:41  توسط حميدرضا زرين  | 

در انتخابات رياست جمهوري مابين اسلام و كفر قرار نگرفته‌ايم

مدافع نظام و مقابل نظام هم نيستيم

اينها وظيفه شورای نگهبان است

ما بين انتخاب برنامه‌هاي مختلف براي اداره كشور هستيم

كافي است در برنامه‌ها دقيق شويم

محورهاي برنامه‌ها هم معلومند

الف) اقتصاد:  بهبود وضعيت توليد، تورم و حل مشكلات معيشتي مردم

ب) سياست:  اصلاح رابطه با كشورهاي جهان و ارتقاء جايگاه ايران در نظام بين‌الملل، رفع  خطرهاي احتمالي براي تماميت ارضي ايران، رفع تحريم‌هاي بين‌المللي و ارتقاء شأن ايران به عنوان كشور شيعه در جهان

ج) فرهنگي ـ ديني ـ اجتماعي:

ارتقاء شاخص‌هاي علاقه‌مندي به مذهب ـ رعايت حقوق شهروندي

كاهش فساد اجتماعي و اداري ـ افزايش علاقه‌مندي به وطن، تاريخ و گذشته اين مرز و بوم

ارتقاء رابطه احترام آميز بين شهروندان و ايفاء حقوق مدني آنان از جمله اطلاع از اوضاع جاري مملكت و امكان ارائه نظرات و مشاركت در تصميم‌گيري‌ها

.................

كافي است شما وضعيت دولت فعلي و برنامه‌هاي ساير كانديداها را درباره شاخص‌هاي فوق و امثال آن بررسي كنيد و تصميم بگيريد.

آنچه كه بعضي انجام مي‌دهند گل آلود كردن آب است به جاي بررسي شاخص‌ها، پيش كشيدن بحث اسلام و كفر، انقلاب و ضد انقلاب، آمريكايي و وطن فروش، ولايي و ضد ولايي و مانند آن است تا با هيجاني كردن يك گروه و عصبي كردن گروه ديگر، جمعي را به سمت كانديداي خاص و گروهي را هم به سكوت و نا اميدي وادار كنند.

اين روحيه‌اي است كه چند سال است بر انتخابات حاكم شده

و منطق حكم مي‌كند به اصل دموكراسي برگرديم

بررسي برنامه و انتخاب آن

راستي مگر شوراي نگهبان تكليف جماعت ضد دين و ضد ولايت را مشخص و آنها را از گردونه حذف نكرده است.

پس ارائه اين بازي تا روز انتخابات چرا؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:37  توسط حميدرضا زرين  | 
از مقاله آقای مخملباف

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:9  توسط حميدرضا زرين  | 
از مقاله ی  آقای مخملباف:

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:3  توسط حميدرضا زرين  | 

جمعه شب رفته بودم سينما فلسطين

جايتان خالي

اخراجي‌ها 2

سالن اصلي و بسيار بزرگ سينما پر از جمعيت

و من در گوشه‌اي از طبقه دوم به همراه خانواده

آنهم پس از 40 روز كه از اكران فيلم مي‌گذرد

و متجاوز از 5 ميليارد تومان فروش

و فيلم شروع مي‌شود

همه هنرپيشه‌ها هستند

حتي شيلا خداداد) مسافري از هند( كه خيلي وقت است نبوده

فيلم پر از لودگي‌هاي خاص سينماي طنز ايران  

   چيزي شبيه طنز لوده فرانسوي

و بعضاً لبخندي بر لب مي‌نشيند

گرچه بيشتر تلخ است و گزنده

و بستر اين لودگي‌ها دفاع مقدس و خاطرات آن است.

ياد فيلم مارمولك بخير

با آن طنز فاخر

كه فقط به خاطر پرداختن به موضوع روحانيت

البته ديديم كه چه بر سرش آوردند

و كسي نگفت كه محتواي آن چيست

و كسي نديد كه آيا مردم به روحانيت نزديك مي‌شدند يا خير

 

 

 

براي آنان كه در جبهه بودند كمي عجيب

و عجيب‌تر آنكه

چرا چنين استقبالي از جانب مردم

هيچ مخالفتي!

و در آخر چرا ده‌نمكي؟

با آن سابقه سياهِ روشن

و چرا سرود اي ايران

و چند سئوال ديگر

تا بعد ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:22  توسط حميدرضا زرين  |