|
سلام
چندماهی میشه چیزی ننوشتم شاید به خاطر فضای سیاسی کشوره! که هر چی بگی یک جوری برداشت سیاسی میشه اونم از آدم غیر سیاسی مثل من! شاید چون فیس بوک آمد و ارتباط ها به اونجامنتقل شد.گر چه اونم فیلتره شاید چون از مدرسه رفتم و سرم و شلوغ کردم:درس خوندن سر پیری شایدم حرف گفتنی کم شده و البته نگفتنی زیاد ........ به هر حال دوستان ما رو ببخشند ولی دنیا هیچوقت از این دست مسائل خالی نبوده از روز اول تا حالا کافیه نگاهی به تاریخ بیندازی! غصه خوردن دردی رو دوا نمیکنه باید امید داشت و تلاش کرد اونم از راه درست که هدف وسیله را توجیه نمیکنه. فکر کنم خوب درس خوندن یکی از بهترین کارهاست هر جوری که بهش نگاه کنی به امید موفقیت همه رفقای علی الخصوص دانشجو.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 13:54  توسط حميدرضا زرين
|
دوست عزیزمان جناب آقای محسن حاجی کریمی زحمت کشیده شرح حالی برای سالهای آشنائی نوشته اند
البته به طنز و با کمی اغراق. ضمن تشکر از لطف ایشان ، برای خواندن اینجا را کلیک کنید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 17:17  توسط حميدرضا زرين
|
جايتان خالي مسافر عربستان بوديم به اتفاق خانواده جهت زيارت مسجدين شريفين و ... وارد فرودگاه جده شديم و به سالني هدايت شديم ساعت حدود 10 به وقت عربستان با كم و زيادش و نشستيم و نشستيم و كسي به ما كاري نداشت و كسي از ما احوال نميگرفت نه آبي كه بخوريم و نه بوفهاي، حدود ساعت يك، اذان دادند و نماز خوانديم، كجا، همان كف سالن يا مسجدي نبود و يا ما اجازه استفاده نداشتيم ترس ما از آنفولانزای خوكي را هم اضافه كنيد كه به هيچ جا دست نميزديم حالا بايد كف سالن نماز بخوانيم. توكل بر خدا، خوانديم. و كم كم رفتيم به سالن ديگري حدود 12 تا 14 گيت براي ممهور كردن گذرنامهها به مهر دخول و ما حدود 500 نفر، در صفهاي طويل به صف ايستاديم. البته مشتاق و با نشاط صفها فشرده و طويل (خودتان حساب كنيد هر صف چند نفر) پيرها هم كمي انتظار طولاني شد، مأموران قدم ميزدند، با موبايل صحبت ميكردند، ميخنديدند، پشت ميز مينشستند، دوباره بلند ميشدند، ميرفتند، ميآمدند و ... داشتند زخم ميزدند بالاخره يكي آمد و كار شروع شد اولين نفر رفت حالا مگر ولش ميكنند عكس برداري، انگشت نگاري و هرچه كه فكر كنيد، حساب كردم با اين سرعت يكي دو روزي بايد در صف باشيم يكي دو نفر ديگر هم آمدند، هر سه چهار صف به يك گيت؟ و به نوبت از هر صف يك نفر ميرفت، معادلهها را شما حل كنيد. پيرزني رفت، طرف كلي با موبايلش صحبت كرد و پيرزن روي پا، سپس پا شد رفت و ديگر نيامد و پيرزن منتظر و ما او را به گيت ديگري فرستاديم! سرتان را درد نياورم، چند ساعتي طول كشيد تا از اين مرحله هم گذشتيم راستي در عربستان چه ميگذرد؟ يك روز در مدينه شبكه خبر خودمان را نگاه ميكردم كه ديدم در برنامه ای سياسي، كارشناس مسائل عربستان آمد و شروع كرد از خجالت عربستانيها در آمدن و از پادشاه شروع كرد و وزير كشور و ... راستي در ايران چه ميگذرد؟ يادم رفت بگم، ضمناً از آنفولانزاي خوكي هم خبري نبود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 18:27  توسط حميدرضا زرين
|
سبب غيبت امام عصر(عج) خودمان هستيم کوتاه گفته هاي مرحوم آيت الله العظمي بهجت در باره امام زمان ائمه (عليهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنيد، ما خودمان به سراغ شما مي آييم و لازم نيست شما به دنبال ما باشيد!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:27  توسط حميدرضا زرين
|
سبب غيبت امام عصر(عج) خودمان هستيم کوتاه گفته هاي مرحوم آيت الله العظمي بهجت در باره امام زمان چه قدر حضرت [امام زمان (عليه السلام)] مهربان است به کساني که اسمش را مي برند و صدايش مي زنند و از او استغاثه مي کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! * خداوند کام همة شيعيان را با فَرج حضرت غائب (عج) شيرين کند! شيرينيها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولي شيريني ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است. * مهمتر از دعا براي تعجيل فرج حضرت مهدي (عج)، دعا براي بقاي ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انکار حضرت تا ظهور او مي باشد. * افسوس که همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمکران مي روند، و نمي دانند که خود آن حضرت چه التماس دعايي از آنها دارد که براي تعجيل فَرَج او دعا کنند! * امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزيرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا مي گذارد. * قلبها از ايمان و نور معرفت خشکيده است. قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا کنيد، تا براي شما امضا کنيم که امام زمان (عج) آن جا هست! * اشخاصي را مي خواهند که تنها براي آن حضرت باشند. کساني منتظر فرج هستند که براي خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براي برآوردن حاجات شخصي خود! * به طور يقين دعا در امر تعجيل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. * آري، تشنگان را جرعة وصال و شيفتگان جمال را آب حيات و معرفت مي دهند. آيا ما تشنة معرفت و طالب ديدار هستيم و آن حضرت آب حيات نمي دهد، با آن که کارش دادرسي به همه است و به مضطرّين عالم رسيدگي مي کند؟!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:19  توسط حميدرضا زرين
|
سبب غيبت امام عصر(عج) خودمان هستيم کوتاه گفته هاي مرحوم آيت الله العظمي بهجت در باره امام زمان لازم نيست که انسان در پي اين باشد که به خدمت حضرت ولي عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شايد خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (عليهم السلام) بهتر از تشرّف باشد. * ما در درياي زندگي در معرض غرق شدن هستيم؛ دستگيري ولي خدا لازم است تا سالم به مقصد برسيم. بايد به ولي عصر (عج) استغاثه کنيم که مسير را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد. * دعاي تعجيل فَرج، دواي دردهاي ما است. * در زمان غيبت هم عنايات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شيعيانش زياد ديده شده؛ باب لقا و حضور بالکليه مسدود نيست؛ بلکه اصل رؤيت جسماني را هم نمي شود انکار کرد! * با وجود اعتقاد داشتن به رئيسي که عينُ الله الناظره است، آيا مي توانيم از نظر الهي فرار کنيم و يا خود را پنهان کنيم؛ و هر کاري را که خواستيم، انجام دهيم؟! چه پاسخي خواهيم داد؟! * هر چند حضرت حجت (عج) از ما غايب و ما از فيض حضور آن حضرت محروميم؛ ولي اعمال مطابق يا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را ميدانيم؛ و اين که آيا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامي - هر چند ضعيف - خدمتش ميفرستيم؛ و يا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضي و ناراحت مي کنيم! * علايمي حتميه و غير حتميه براي ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولي اگر خبر دهند فردا ظهور مي کند، هيچ استبعاد ندارد! لازمۀ اين مطلب آن است که در بعضي علايم، بَداء صورت مي گيرد و بعضي ديگر از علايم حتمي هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق مي افتد. * انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذيت دوستان آن حضرت، سازگار نيست!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:16  توسط حميدرضا زرين
|
1) جايتان خالي رفته بودم مشهد با قطار و در ايستگاه سوار بر تاكسي سر صحبت با آقای راننده باز شد و پس از چند سئوال و جواب پرسيدم به كي رأي دادي؟ بلادرنگ گفت: من و همة خانواده و فاميل به احمدينژاد رأي داديم. گفتم چرا؟ گفت: حقوق بازنشستگي مرا زياد كرد و من هم به همه خانواده و فاميل گفتم به او رأي دهند.
2) روز اول از درب باب الرضا وارد صحن جامع رضوي شدم، روبرويم كنار حوض مردم مشغول آب خوردن و حرف زدن و سمت راست فرشها پهن و خانوادهها نشسته و مشغول صحبت، ما هم نشستيم و صحبت گل انداخته بود. راستي يادم رفت بگويم كه در وسط صحن هم جناب آقاي احمدينژاد سخنراني داشتند و مقابل ايشان هم در وسط صحن جماعتي بودند!
3) نماز مغرب را به امامت حضرت آيتا... مكارم شيرازي خوانديم و پس از نماز سخنراني داشتند مفصل، موضوع نفاق بود و از نشانه های نفاق : اول:دروغ گوئی دوم:خیانت در امانت که فرمودند مگر این جوانهای ما امانت نیستند؟ سوم :عمل نکردن به وعده یعنی به مردم بگويي چنين ميكنم و چنان ميكنم و چنان است و ... وآن را نکنی و آنطور نباشد.
4) شب دوم پس از نماز مغرب كه باز هم به امامت حضرت آيتا... مكارم شيرازي بود جناب شيخ حسين انصاريان صحبت داشتند و موضوع ملاقات با امام زمان و خرافه پرستي بود که فرمودند:این ادعاها كذب است و باور نكنيد و.....
5) جمعه به نماز جمعه رفتم، در شبستان مسجد گوهرشاد و امام جمعه هم حضرت آقاي علمالهدي كه از قبل ايشان را ميشناختم بواسطة امامت مسجد مهدي (عج) تهران و حضور در جلسه هفتگي و البته دامادشان كه از دوستان است. ايشان مفصل صحبتي داشتند كه خلاصهاش آن است كه: حكم از آن خداست كه به امام زمان تفويض كرده و ايشان هم به نائب بر حقشان آيتا... خامنهاي كه حكم ايشان حكم خداست. البته ايشان فرمايشات ديگري هم داشتند كه گل آن را گفتم.
6) سخنران قبل از خطبهها مسئول تأمين اجتماعي استان بود كه از خدمات گسترده در این چهار سال گزارشی ارائه داد و با آمار خود ثابت کرد وضعيت ما از آمريكا خیلی خیلی بهتر است! (البته ايشان مثال آمريكا را زدند نه اينكه از خودم بگويم) (راستی یکی میفرمود آمار ذلیل شده است) نتیجه گیری: با خودتان
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 14:39  توسط حميدرضا زرين
|
هشدار از شتابزدگي مبادا هرگز در كاري كه وقت آن نرسيده شتاب كني، يا در كاري كه وقت آن رسيده سستي ورزي و يا در چيزي كه (حقيقت آن) روشن نيست ستيزه جويي نمايي و در كارهاي واضح و آشكار كوتاهي كني! تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:34  توسط حميدرضا زرين
|
|
|